عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم… | پایگاه اینترنتی چالکا
عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم…

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم…

فروردین ۰۳
عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم…

 

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم/
گردی نستردیم و غباری نستاندیم/
دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز/
از بیدلی آن را زدر خانه براندیم/
هر جا گذری غلغله ی شادی و شور است/
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم/

آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما /
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم/
احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم/
و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم/

من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر/
سالی سپری گشت و ترا ما نپراندیم/
صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند /
ما این خرک لنگ زجویی نجهاندیم/
ماننده افسونزدگان، ره به حقیقت/
بستیم و جز افسانه ی بیهوده نخواندیم/

از نه خم گردون بگذشتند حریفان/
مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیم/
طوفان بتکاند مگر “امید” که صد بار /
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم/

 

مهدی اخوان ثالث ( م. امید)

پاسخ دهید